شاگردی
معنی انگلیسی
apprenticeship discipleship
واژههای انگلیسی با این معنی
- apprenticeship شاگردي، نوآموزي، دوره شاگردي
- discipleship شاگردي، مريدي، هواخواهي
- studentship شاگردي، تلمذ.، بورس تحصيلي
- pupilship شاگردي
- school-mate هم شاگردي، هم مدرسه
- pupilage دوره شاگردي، مرحله شاگردي، تلمذ
- pupillage دوره شاگردي، مرحله شاگردي، تلمذ.
- non collegiate در باب شاگردي گفته ميشود، بي دانشکده
- pupillary وابسته به شاگرد يا شاگردي، شاگردانه
- knife boy خانه شاگردي که کارش پاک کردن کاردهاي، سفره است، خانه شاگرد
- prize fellow شاگردي که در امتحانات سر امد شده وامتيازي، بعنوان جايزه باو داده اند
- salvtatorian شاگردي که نطق گشايش ياتهنيت اميزرا اداکند
- journeywork مزدوري، شاگردي، کارمزد
- journey-work مزدوري، شاگردي
- school fellow هم مدرسه، هم شاگردي
- school mate هم مدرسه، هم شاگردي
- scholarship دانشجويي، طلبگي، شاگردي
- oppidan شهري، شهر نشين، شاگردي که درشبانه روزيهاي شهر زندگي مي کند
- servitude بندگي، بردگي، خدمت اجباري