شریک کردن معنی انگلیسی associate واژههای انگلیسی با این معنی joint درزه، بند گاه، بند partake شرکت کردن، شريک شدن، سهم گرفتن partaken شرکت کردن، شريک شدن، سهم گرفتن fellow هم قطار، رفيق، جور conpanion يار، رفيق، هم قطار participate شريک شدن، شرکت کردن، سهيم شدن partook شرکت کردن، شريک شدن، سهم گرفتن joint hands شريک شدن، تشريک مساعي کردن