شهادت
معنی انگلیسی
attestation martyrdom testament testimony
واژههای انگلیسی با این معنی
- martyrdom شهادت
- perpetuting testtimony حفظ شهادت، تاسيسي که به وسيله آن شهادتي که ممکن، است بعدا" به آن استناد لازم شود و در عين
- false testimony شهادت کذب، گواهي کذب
- passionary شهادت نامه، مصيبت نامه
- giving evidence اداء شهادت
- hearsay evidence شهادت سماعي
- parol evidence شهادت شفاهي
- vouchee کسيکه براي او گواهي و شهادت ميدهند.
- attestation گواهي، شهادت، تصديق
- testimonies گواهي، شهادت، تصديق
- testimony گواهي، شهادت، تصديق
- witness گواهي، شهادت، مدرک
- attest گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن
- testified گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن
- testifies گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن
- testify گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن
- credo اعتقاد نامه، کلمه شهادت
- bear testimony گواهي دادن، شهادت دادن
- bear witness گواهي دادن، شهادت دادن
- oral evidence دليل شفاهي، شهادت شفاهي
- deponont در ظاهر مجهول و در باطن معلوم، شهادت دهنده .
- passion play تعزيه، نمايش مصيبت و شهادت
- witness stand (دادگاه)، محلي که شاهد در انجا ايستاده و شهادت، ميدهد.
- eye-witness شاهد عيني، شاهدي که بر مبناي مشاهداتش شهادت بدهد