شیاردار معنی انگلیسی striated واژههای انگلیسی با این معنی sulcate شياردار، خياره دار، جدول دار striolate شياردار، خط دار. scrobiculate شياردار grooved rail ريل شياردار grooved tie بست شياردار grooved pulley صفحه شياردار، پولي شياردار grooved roll غلطک شياردار، نورد شياردار slotted round nut مهره شياردار، مهره چاک دار grooved drum قرقره شياردار grooved sleeper تراورس شياردار ribbed armature آرميچر شياردار slotted armature آرميچر شياردار striate خط دار، شياردار، خياره دار strigose خارچه دار، سختموي دار، داراي مويچه هاي شق و سفت trench گودال، برش، سنگر کندن rugged ناهموار، پست وبلند، کوه وتپه دار