شیرده معنی انگلیسی milch واژههای انگلیسی با این معنی foster-mother شيرده، مادر رضاعي، دايه milch شيرده، دوشا milch cow گاو شيرده، کسيکه باساني ميتوان پول از او در آورد suckler جانوري که به کودک خود شير ميدهد، شيرده، پستاندار wet nurse دايه، زن شيرده lactescent شيري، شير مانند، شيرده .