شیفتن معنی انگلیسی attract besot captivate draw fascinate infatuate واژههای انگلیسی با این معنی captivate شيفتن، مجذوب کردن، فريفتن captivator شيفتن، مجذوب کردن، فريفتن nympha شيفتن، صغراي فرج captivation عمل فريفتن يا شيفتن، دلربايي fascinate باچشم مجذوب کردن، شيفتن، فريفتن fascinatingly باچشم مجذوب کردن، شيفتن، فريفتن enamored شيفته کردن، شيفتن، عاشق کردن enamoring شيفته کردن، شيفتن، عاشق کردن enamors شيفته کردن، شيفتن، عاشق کردن enamour شيفته کردن، شيفتن، عاشق کردن enamor شيفته کردن، شيفتن. preoccupies از پيش اشغال يا تصرف کردن، جلب کردن، شيفتن preoccupy از پيش اشغال يا تصرف کردن، جلب کردن، شيفتن infatute نادان کردن، احمق کردن، از خرد بي بهره کردن ensorcel افسون کردن، سحراميزکردن، فريفتن attract کشيدن، جلب کردن، جذب کردن enchant افسون کردن، سحراميزکردن، فريفتن pleasuring افسون کردن، سحراميزکردن، فريفتن