صدادار معنی انگلیسی noisy واژههای انگلیسی با این معنی sonorous صدادار، صدا پيچ شونده، طنين انداز snant صدادار sonant صدادار umlaut ادغام دو حرف صدادار، اوملات، واک آميخت intervocalic واقع ميان دو حرف صدادار، بين الهجائين. phonetic صدايي، صدادار، نماينده صدا vocalical اوايي، صدادار، صوتي phonic صدايي، صدادار vocalic صدايي، صدادار phonofilm فيلم سخنگو، فيلم صدادار riptide جريان اب نا مرتب، جريان اب صدادار. wheeze باصدانفس کشيدن، خس خس کردن، خس خس vocal صدايي، صوتي، خواندني