طفره معنی انگلیسی dodge elusion evasion evasiveness parry procrastination runaround stall واژههای انگلیسی با این معنی tergiversation طفره، برگشت، برگشتگي subterfuge طفره، حيله براي گريز، طفره زني evasion طفره، گريز، تجاهل put off طفره، بهانه، عذر runaround طفره، دور سر گرداني put-off طفره، بهانه، عذر dodger طفره زن، حيله باز balker طفره رو، زيرش زن. balky طفره رو، امتناعي. dallier طفره زن، وراج. dodgy طفره رو.، پرمخاطره، نامعين evasive طفره اميز، بهانه اميز، گريزنده evadingly طفره زنان، گريز زنان، بابهانه ياحيله elusive طفره اميز، اغفال کننده، گول زن elusory طفره اميز، اغفال کننده، گول زن procrastinatory طفره اميز، مبني برمسامحه ياتعلل evasible طفره زدني، گريز زدني ineludible طفره نزدني، طفره ناپذير، گريزناپذير evadable طفره پذير. evade طفره زدن از، گريز زدن از، ازسربازکردن shirker ادم طفره رو. truant بچه اي که از رفتن به آموزشگاه طفره ميرود، بچه مکتب، طفره زن ca'canny تعلل، طفره، با احتياط جلو رفتن. dalliance بازي، طفره، وقت گذراني