طلبیدن معنی انگلیسی demand exact pray supplicate واژههای انگلیسی با این معنی outbrave بمبارزه طلبيدن، تحريک به جنگ کردن، مقاومت کردن با outdare به مبارزه طلبيدن، سر قوز آوردن، تحريک بجنگ کردن defied به مبارزه طلبيدن، بي اعتنايي کردن به، دشوار يا محال ساختن defies به مبارزه طلبيدن، بي اعتنايي کردن به، دشوار يا محال ساختن defy به مبارزه طلبيدن، بي اعتنايي کردن به، دشوار يا محال ساختن obtest بگواهي خواستن، بشهادت طلبيدن، درخواست کردن به invite دعوت کردن، خواندن، طلبيدن call to witness گواه گرفتن، گواهي خواستن از، به شهادت طلبيدن apologise عذر خواهي کردن، معذرت، خواستن champion پهلوان، قهرمان، دفاع کردن summon فراخواندن، احضار کردن، خواندن ask پرسيدن، سوال کردن، خواهش کردن