طلسم معنی انگلیسی amulet charm enchantment fetish gris-gris hex magic mojo mumbo jumbo spell talisman واژههای انگلیسی با این معنی glamour طلسم، جادويي، جادو mumbo jumbo طلسم، ورد، سخنان نامفهوم. mojo طلسم، بخت، اقبال periapt طلسم، تعويذ talisman طلسم، تعويذ talismanic طلسم، تعويذ abracadabra طلسم، ورد، سخن نامفهوم medicine man طلسم گر witch doctor طلسم گر churinga چورينگا (نوعي طلسم) botanica مغازه اي که در آن طلسم و گياهان دارويي، و غيره به فروش ميرسد . gris gris طلسم يا افسوني که اکثرا توسط سياهان افريقا، استعمال ميشده است. charm افسون، طلسم، دلبري fetiche چيزبي جاني که مانندبت بپرستند، طلسم، صنم jynx يکجوردارکوب که عادت بکج کردن سردارد، طلسم juju بت، طلسم، افسون cantrip ورد، طلسم، شوخي عملي يا بدني conjuration افسون، طلسم، سحر philter مهر دارو، طلسم عشق.، مهر دارو دادن به spell bound افسون شده، طلسم کرده، طلسم شده philtre مهر دارو، طلسم عشق. fetishism بت پرستي، طلسم پرستي fetishist بت پرستي، طلسم پرستي voodooism ايين مذهبي سياه پوستان افريقايي که شامل، طلسم و جادو ميباشد، جادوگري