طنابی
معنی انگلیسی
funicular
واژههای انگلیسی با این معنی
- restiform طنابي، پيچيده
- marline tie گره طنابي
- ratlin پله طنابي
- cringle حلقه طنابي، طناب حلقه شده
- rope ladder نردبان طنابي
- sennit پارچه ي طنابي، حصير
- ratline (د.ن.) نردبان طنابي کشتي.
- buntline طنابي که بپاي بادبان بسته ميشود.
- headfast طنابي که سرکشتي را با ان به گويه يا، باراندازمهارميکنند، مهار
- jacob's ladder نردبان طنابي باپله هاي چوبي يا اهني
- buddy line طنابي که در حدود 10 متر که 2 غواص را به، هم وصل مي کند
- watch guard زنجير يا طنابي که براي نگهداشتن و پاييدن، کسي بکار ميبرند
- rue raddy تسمه يا طنابي که از روي شانه گذرانيده چيزي، را با آن مي کشند
- roband طنابي که با آن بالاي بادبان چهار گوش را به، دکل ميبندند
- paracelling کرباس قيراندود که مانند، نوار به طنابي بپيچند
- high line پل رابط اصلي، پل طنابي نقل مکان بين ناوها (دريايي)
- kedge لنگر سبک، تغييرجهت دادن (کشتي) بوسيله کشيدن ان با، طنابي ...ميشود
- lifeline خط زندگي، طناب يا رسن نجات غواص، شاهراه .
- shroud کفن، پوشش، لفافه