طنز معنی انگلیسی satire واژههای انگلیسی با این معنی jeer طعنه، طنز، مسخره jear طعنه، طنز، استهزاء Rabelaisian وابسته به فرنسوا رابله، رابله مانند، طنز آميز quip کنايه، گوشه، طعنه ridicule استهزا، ريشخند، سخريه scoff تمسخر، ريشخند، استهزاري طعنه اميز lampoon هجو، کنايه، هجا lampoonery هجو، کنايه، هجا spoof حقه بازي کردن، کلاهبرداري، مسخره satire هجونامه، جرشفت، شعر هجائي lash شلاق، تسمه، ضربه