ظلم معنی انگلیسی barbarism iniquity injustice oppression outrage واژههای انگلیسی با این معنی shadow سايه، ظلم، عکس shadowiness سايه، ظلم، عکس oppression ستم، ظلم، بيداد oppress ستم کردن بر، ظلم کردن بر، جور کردن بر tyrannies حکومت ستمگرانه يا مستبدانه، ستمگري، ظلم tyranny حکومت ستمگرانه يا مستبدانه، ستمگري، ظلم injustice بي عدالتي، بي انصافي، ستم fuck گاييدن، سپوختن.، سر به سر گذاشتن devilry عمل شيطاني، دو بهم زني، فتنه