عاقبت معنی انگلیسی aftermath destination destiny end eventually fate fortune issue outcome ramification واژههای انگلیسی با این معنی afterclap عاقبت، نتيجه . improvident عاقبت نينديش، بي احتياط، لا ابالي catastrophe عاقبت داستان، سرانجام، نتيجه catastrophically عاقبت داستان، سرانجام، نتيجه restorationist کسيکه معتقداست باينکه بشر عاقبت بسعادت اول، خود نائل خواهد شد eventual سرانجام، عاقبت، درنتيجه futurities آخرت، عاقبت، عقبي futurity آخرت، عاقبت، عقبي otherworldiness وابستگي بجهان آينده، انديشه عاقبت farseeing مال انديش، عاقبت انديش. catastrophic مصيبت آميز، وابسته به عاقبت داستان catastrophical مصيبت اميز، وابسته به عاقبت داستان ultimately سرانجام، بالاخره، عاقبت امر far-sighted دوربين، مال انديش، عاقبت بين foresight پيش بيني، دورانديشي، عاقبت انديشي foresightedly پيش بيني، دورانديشي، عاقبت انديشي foresightedness پيش بيني، دورانديشي، عاقبت انديشي improvidence عدم پيش بيني، بي احتياطي، عاقبت نينديشي fate سرنوشت، پيشاني نوشت، تقدير future آينده، مستقبل، فرجام far-seeing دوربين، دورانديش، مال انديش longsighted دوربين، مال انديش، عاقل end پايان، انتها، اخر finale اهنگ انجامين، مقام اخر، سرانجام