غلتک معنی انگلیسی calender drum roller واژههای انگلیسی با این معنی roller غلتک، بام غلتان، استوانه roller skate کفش غلتک دار، اسکيت feed roller غلتک پيش بر. tumbling barrel غلتک مخصوص صيقل فلزات. brayer غلتک کوچک براي پخش کردن مرکب، جوهر پراکن، جوهرمال supercalender غلتک ويژه ي برق انداختن کاغذ، با غلتک برق انداختن go cart چارچوب غلتک داري که کودکان دست بدان، گرفته راه رفتن مياموزند، روروک rollman کارگر روي ماشين غلتک دار يا چرخنده . scooter تخته غلتک دار و دسته دار که يک پا روي آن، گذارده با پاي ديگر آنرا ميرانند walking chair چارچوب غلتک دار که کودکان دست خود را بدان، گرفته راه رفتن مي آموزند trundl چرخک، غلتک، بارکش کوتاه road-roller جاده صاف کن، غلتک steam roller جاده صاف کن، جاده کوب، غلتک sled درشکه برفي، سورتمه، غلتک sledge درشکه برفي، سورتمه، غلتک squeegee شيشه روب، شيشه پاک کن، آلت غلتک مانند ودسته دار که باآن سطح چيزي roll طومار، لوله، توپ (پارچه و غيره)