فراغت معنی انگلیسی disengagement ease leisure respite rest vacation واژههای انگلیسی با این معنی quantity of leisure مقدار فراغت، مقدار ساعات بيکاري leisure time اوقات فراغت leisure hours ساعات فراغت يا بيکاري، هنگام فرصت vacant hours ساعات بيکاري يا فراغت disengagement رهايي ازقيد، فراغت، بيکاري leisure فرصت، فراغت، مجال complacency رضايت، فراغت خاطر، حاضر خدمتي cessation from work دست کشي ازکار، فراغت ازکار peacetime دوران صلح، زمان فراغت از جنگ، وابسته به زمان صلح opportunities فرصت، مجال، فراغت opportunity فرصت، مجال، فراغت irresponsibility عدم مسئوليت، ازادي، فراغت quietude ارامش، اسودگي، فراغت elbowroom جاي دنج، ازادي عمل، محل فراغت. vacuities تهي بودن، خالي بودن، عاري بودن vacuity تهي بودن، خالي بودن، عاري بودن vacancies جاي خالي، کار بي متصدي، بيکاري vacancy جاي خالي، کار بي متصدي، بيکاري tranquillity ارامش، اسودگي، اسايش (خاطر) quittance رسيد، مفاصا، پاکي