فرو دادن معنی انگلیسی gulp swallow واژههای انگلیسی با این معنی poke سيخ زدن، بهم زدن، هل دادن relieve اسوده کردن، راحت کردن، نشاندن pacified ارام کردن، فرو نشاندن، تسکين دادن pacifies ارام کردن، فرو نشاندن، تسکين دادن pacify ارام کردن، فرو نشاندن، تسکين دادن immerse فرو بردن، زير اب کردن، غوطه دادن infix فرو کردن، نشاندن، فرو نشاندن submerge در آب فرو بردن، زير آب کردن، غوطه دادن submerse در آب فرو بردن، زير آب کردن، غوطه دادن immerge فرو بردن، غوطه دادن، فرورفتن implant جاي دادن، نشاندن، فرو کردن dunk در مايع فرو کردن (هنگام خوردن)، غوطه دادن.