فرو رفته معنی انگلیسی deep-set low واژههای انگلیسی با این معنی forged side سطح فرو رفته saddle nose بيني فرو رفته sunken eyes چشمان فرو رفته immersed in debt فرو رفته در فرض، گرفتار بدهي ingrown در گوشت فرو رفته، ذاتي koilo- پيشوندي است بمعناي تهي شده و فرو رفته که بکلمات، ديگر ميچسبد self absorbed خود جذب شده، در خورد فرو رفته، انديشناک pensive متفکر، در انديشه فرو رفته، افسرده ingrowth رويش دروني، رشد سوي درون، چيزيکه در توي چيز ديگر فرو رفته باشد offset نو نهال، شاخه نورسته، ترکه L.E. مخفف جملات زير است:، چشم چپ. left eye، لوپوس اريتماتو incuse فر رفته، نقش بسته، فرو رفتگي