فرورفتن معنی انگلیسی decline واژههای انگلیسی با این معنی sink فرورفتن، پايين رفتن، غرق شدن scuba dive فرورفتن غواص به زير آب با وسايل duck and drake اردک نر، پرتاب سنگ روي اب بطوريکه قبل از فرورفتن، در اب بچند نقطه از سطح اب بخورد. ducks and drakes اردک نر، پرتاب سنگ روي اب بطوريکه قبل از فرورفتن، در اب بچند نقطه از سطح اب بخورد. immerge فرو بردن، غوطه دادن، فرورفتن gride بريدن، سوراخ کردن، فرورفتن fantasize خيالپردازي کردن، خيالبافي کردن، به خواب و خيال فرورفتن stargaze بستاره ها خيره شدن، درعالم تخيل واوهام غرق شدن.، به عالم خواب و خيال فرورفتن cogitate انديشه کردن، تفکرکردن، تصور