فریبنده معنی انگلیسی catchy deceptive duper fallacious glamorous glamourous seductive slick trumpery واژههای انگلیسی با این معنی inveigler فريبنده، گول زن، گول زننده delusive فريبنده، گمراه کننده، موهوم captivating فريبنده، دلربا، مجذوب کننده illusive فريبنده، اغفال کننده، موهوم illusory فريبنده، اغفال کننده، موهوم glamor فريبنده، دلکش، طلسم اميز glamorous فريبنده، دلکش، طلسم اميز enchanting فريبنده، دلربا، سحراميز charming فريبنده، نازنين، دلربا indued with charm فريبنده، داراي فريبندگي alluring فريبنده، تطميع کننده seductive فريبنده، گمراه کننده fallacious فريبنده، سفسطه اميز tempter فريبنده، اغوا کننده deceptive فريبنده، فريب اميز bewitching فريبنده glamorize فريبنده کردن، دلربا کردن، طلسم انگيز کردن dummy message پيام فريبنده، پيام دروغي illusorily بطور فريبنده filbert base پايگاه فريبنده، پايگاه دروغين decoy ships کشتيهاي فريبنده، کشتيهاي مصنوعي confusion reflector وسيله پخش امواج فريبنده، سيستم انعکاس امواج گيج کننده stutter step گامهاي فريبنده در حال دو (فوتبال، آمريکايي) delusory (deceptive= delusive=) وهمي يا خيالي، فريبنده، گمراه کننده .