فطرت معنی انگلیسی nature واژههای انگلیسی با این معنی roguish پست فطرت، رذل، شيطنت mettle خميره، فطرت، جنس rogue آدم رذل، آدم پست فطرت، آدم دغل knave فرو مايه، ادم پست فطرت، ادم رذل rouge آدم رذل، آدم پست فطرت، (آدم) دغل knavish فرومايه، پست، پست فطرت magnanimous بزرگ طبع، بزرگوار، عالي فطرت rascal ادم رذل، ادم بي شرف، شخص پست (فطرت) rapscallion ادم رذل، ادم بي شرف، ادم پست (فطرت) hilding آدم پست و قابل تحقير، فرومايه، دني fink خبرچين، اعتصاب شکن، جاسوسي کردن. mold قالب، کللبد، تپنک moldable قالب، کللبد، تپنک mould قالب، کللبد، تپنک lowlife از طبقات پست اجتماع، پست، حقير nature طبيعت، ذات، گوهر unhandsome نازيبا، زشت، ناصواب