فوت معنی انگلیسی blow death decease demise foot puff واژههای انگلیسی با این معنی puff فوت، پف، وزش باد puffily فوت، پف، وزش باد elapsation فوت، ازدست رفتن حق به واسطه مرور زمان square foot فوت مربع certificate of death گواهي فوت، تصديق فوت death certificate گواهي فوت foot candle فوت کاندل dying declarations اظهارات پيش از فوت، در CL اظهاراتي را گويند که شخص مشرف به، موت پس از اطمينان از قريب الوقوع بودن footage طول چيزي برحسب فوت، مقدار فيلم بفوت. cusec يک فوت مکعب در ثانيه . foot-pound-second system دستگاه فوت پاوند ثانيه psf مخفف: پوند در فوت مربع sororate رسم ازدواج با زني که فوت کرده . yard يارد : واحد درازا برابر با 3 فوت sabin واحد جذب صوت معادل قوه جذب در يک فوت، مربع. tenant by curtesy عنوان شوهر است که بعد از فوت زوجه اش در، صورتي که از او فرزند مسلم الوراثتي، داشته باشد که در زمان حيات زوجه متولد grantsmanship فوت و فن دادن پيشنهاد و دريافت کمک مالي از، دولت و بنيادها footcandle واحد روشنايي برابر تابش نور در يک فوت مربع. ft مخفف: پا، فوت elasped منقضي، فوت شده blaw دميدن، فوت کردن، لاف زدن insufflation دميدن، فوت (کردن)، داخل کردن گازيا بخاردر گودالي از تن insufflate دميدن، فوت کردن (به) foot pound مقدار نيروي لازم براي بلند کردن وزنه يک، پوندي بارتفاع يک فوت.