قابل اجرا
معنی انگلیسی
binding effectual enforceable standing
واژههای انگلیسی با این معنی
- applicably قابل اجرا، عملي، اجرا شدني
- applicable قابل اجرا، عملي، اجرا شدني
- executable قابل اجرا، اجراکردني
- enforceable قابل اجرا
- exercisable قابل اجرا
- executable form شکل قابل اجرا، فرم قابل اجرا
- come into operation قابل اجرا شدن
- come to effect قابل اجرا شدن
- unenforceable غير قابل اجرا
- applicable law قانون قابل اجرا، قانون نافذ
- post obit قابل اجرا پس از مرگ، قابل پرداخت پس از مرگ کسي
- object language programming برنامه نويسي به يک زبان ماشين قابل اجرا، در يک کامپيوتر بخصوص
- performable انجام دادني، قابل اجرا، عملي در اوردني
- accomplishable انجام دادني، قابل اجرا
- inexecutable اجرا نشدني، غير قابل اجرا
- nonexecutable statement جمله غير اجرايي، حکم غير قابل اجرا
- executive agreement موافقتنامه اجرايي، موافقتنامه قابل اجرا
- object code خروجي يک کامپايلر يا اسمبلر که خود کد، ماشيني قابل اجرا بوده يا براي پردازش، بيشتر به منظور توليد چنين کدي مناسب است
- pracitcable عملي، شدني، قابل اجرا
- effective موثر، کارگر، قابل اجرا
- inapplicable تطبيق نکردني، غير شامل، غير قابل اجرا
- background program برنامه اي که به هنگام عدم نيازمنديهاي، برنامه هاي با تقدم بالا به امکانات سيستم، کامپيوتري چند برنامه اي قابل اجرا
- pocket judgment سند قطعي لازم الاجرا، سند ديني که بلافاصله پس از سررسيد، بدون هيچ تشريفاتي قابل وصول و اجرا است
- applicative عملي، متناسب، اعمال کردني