قدیمی مسلک معنی انگلیسی conservative fogy fusty moss-grown stodgy straight-arrow unreconstructed واژههای انگلیسی با این معنی oldfangled قديمي مسلک، گذشته گراي fud ادم قديمي مسلک، ادم امل، شخص اندک بين. square toed داراي پنجه مربع، قديمي مسلک، متروکه . unreconstructed بازسازي نشده، قديمي مسلک، کهنه پرست frump زن بدلباس پوش وشلخته، زن قديمي مسلک، امل dodo دودو، آدم قديمي مسلک، کهنه پسند slow coach ادم بيحال يا کودن، ادم قديمي مسلک fogiesfogey شخص کهنه پرست، ادم قديمي مسلک fogy شخص کهنه پرست، ادم قديمي مسلک prelapsarian وابسته به پيش از نافرماني آدم و حوا، وابسته به عهد دقيانوس، قديمي مسلک fogyish کهنه پرست، مانع پيشرفت، قديمي مسلک fossil سنگواره، مستحاثه، گياه ياجانورسنگ شده fossilliferous سنگواره، مستحاثه، گياه ياجانورسنگ شده old fashioned کهنه، غير، متداول funky متوحش، بوي نا گرفته، بدبو. uptight عصبي، نگران، گرفته