لوحه
معنی انگلیسی
plaque table tablet
واژههای انگلیسی با این معنی
- facia لوحه، صفحه اي که نام وپيشه دکاندار روي ان نوشته، ميشود
- scratchboard لوحه ي کودک
- duty roster لوحه نگهباني، دفتر وقايع نگهباني يا دفتر نوبت نگهباني
- battle bill لوحه جنگي ناو، فهرست استعداد رزمي ناو
- ingots slab mill دستگاه نورد لوحه
- slabbing mill دستگاه نورد لوحه
- test chart لوحه بينايي سنجي
- enamel plaque لوحه فلزي ميناکاري شده
- watch bill لوحه نگهباني ناو (دريايي)
- station bill لوحه نشان دهنده محلهاي پرسنل
- pax لوحه اي که داراي صورت چليپايايامريم دوشيزه، بودودرکليسا اويخته ميشود
- vigmette آرايشي که عبارت است از برگها و پيچکهاي تاک سر، لوحه، آرايش سرصفحه کتاب
- tablet لوح، لوحه، تخته
- brede لوح، لوحه، صفحه
- plaque صفحه، لوحه، پلاک
- signboard تابلو، لوحه، سرلوحه
- slab ingot برامه، شمش لوحه
- sign writer تابلو نويس، لوحه نويس
- pallette تخته شستي، لوحه آرايش، پالت
- traffic sign تابلو علايم، لوحه نشانه گذاري، تابلو نشانه گذاري
- billet slip کارت محلهاي افراد، لوحه اسکان افراد
- church-text يکجورحروف سياه قلم که بيشتربراي نوشتن، لوحه هاي گورستان بکارميرود
- slab تخته سنگ، تنکه، لوحه
- gravestone سنگ گور، سنگ قبر، لوحه قبر.