مانند معنی انگلیسی ac_ akin al _ as oid _ like ly some واژههای انگلیسی با این معنی similiar مانند، شبيه، مطابق analogous مانند، نظير analogue مانند، نظير simulant مانند، شبيه rhapsodic مانند sigmoid مانندS، پيچيده، حلقوي tough پي مانند، سفت، چقرمه blotchy لک مانند، لکه مانند، مانند کلف incomparable بي مانند، بي نظير، غير قابل مقايسه impish جن مانند، جن خو، شيطان صفت prankishness جن مانند، جن خو، شيطان صفت spumescent کف مانند، در حال کف کردن، کف کننده nonpareil بي مانند، بي نظير، بي همتا cuspid سگ مانند، مانندسگ، وابساه بخانواده سگ thready نخ مانند، باريک، نازک uniue بي مانند، بي نظير، يکتا matchless بي مانند، بي همتا، بي نظير peerless بي مانند، بي همتا، بي نظير unequaled بي مانند، بي نظير، يکتا unequalled بي مانند، بي نظير، يکتا tendinous پي مانند، وتري، پي دار anthoid گل مانند، شبيه به گل fulidal اب مانند، مايع، سيال. encephaloid مخ مانند، شبيه مغز