ماچ معنی انگلیسی kiss osculation smack واژههای انگلیسی با این معنی canoodle ماچ و بوسه کردن، بوسيدن و دستمالي کردن buss بوسه (کردن)، ماچ (کردن)، بوس lovemaking عشق ورزي.، ماچ و بوسه، راز و نياز عاشقانه kisser بوسنده، ماچ کننده .، دهان kissy با محبت، اهل ماچ و بوسه، ماچي daut در آغوش گرفتن، دستمالي و ماچ کردن kiss بوسه، بوس، ماچ beslobber با اب دهن ترکردن، زيادبوسيدن، ماچ smacker (smacking) سيلي زننده، خوش طعم، دوست داشتني smacking (smacker) سيلي زننده، خوش طعم، دوست داشتني