مبالغه معنی انگلیسی exaggeration overestimation overstatement wind واژههای انگلیسی با این معنی hyperbole مبالغه، اغراق، گزاف گويي hyperbolism مبالغه گويي، گزاف گويي، گزاف نويسي hyperbolist مبالغه نويس، گزاف گو hyperbolize مبالغه گفتن يا نوشتن، گزاف گويي کردن، مبالغه آميز کردن hyperbolically از راه گزاف گويي، از راه مبالغه، از روي اغراق understated خوددارانه، عاري از مبالغه، کم نمايانه jingoism ميهن پرستيبالاف وگزاف، مبالغه درميهنپرستي chauvinism ميهن پرستي بالاف وگزاف، مبالغه درميهن پرستي chauvinistically ميهن پرستي بالاف وگزاف، مبالغه درميهن پرستي tympany ورم، گزافه گويي، مبالغه bombast گزاف گويي، سخن بزرگ ياغلنبه، مبالغه bombastically گزاف گويي، سخن بزرگ ياغلنبه، مبالغه exaggeration اغراق، گزاف گويي، مبالغه exaggerative اغراق اميز، گزاف گو، مبالغه کننده exaggeratory اغراق اميز، گزاف گو، مبالغه کننده exaggerator اغراق گو، گزاف گو، مبالغه کننده exaggerate اغراق اميزکردن، بيش ازحدواقع شرح دادن، مبالغه کردن در understate حقيقت را اظهار نکردن، دست کم گرفتن.، از مبالغه خودداري کردن