مبتلا به
معنی انگلیسی
ac_
واژههای انگلیسی با این معنی
- pellagrin مبتلا به پلاگر، پلاگري
- bronchitic مبتلا به برنشيت.
- meningitic مبتلا به مننژيت.
- hemophilic مبتلا به هموفيلي.، رشد کننده در محيطي که داراي خون رنگيزه، باشد
- amnesiac مبتلا به فراموشي.
- amnesic مبتلا به فراموشي.
- leukotic مبتلا به مرض لوسمي.
- hyperope مبتلا به مرض دوربيني، شخص دوربين.
- hemophiliac شخص مبتلا به هموفيلي، خون تراو
- anorexic مبتلا به بي اشتهايي عصبي، داروي اشتها کم کن، بي اشتها
- schizo شخص مبتلا به بيماري جنون جواني.
- carsick مبتلا به بهم خوردگي حال در اتومبيل.
- mangey گر، مبتلا به جرب، مبتلا به گري
- allergic وابسته به حساسيت، مبتلا به آلرژي، آزيري
- run mad ديوانه شدن، به جنون مبتلا شدن
- plaguer مزاحم، مبتلا به طاعون کننده .
- acidosis اسيدوز، فساد خون در اشخاص مبتلا به بيماري قند
- arthritic (طب) مربوط به ورم و اماس مفصل، ورم فصل، مبتلا به اماس مفصل.
- spastical انقباضي، تشنجي، مبتلا به فلج تشنجي.
- cataleptic (کسي) که بيهوش وماهيچه هايش مانند، چوب سفت شود، مبتلا به بيماري جمود عضلات
- tuberculate تکمه اي، داراي برامدگي هاي سلي، مبتلا بمرض سل.