متجانس معنی انگلیسی homogeneous واژههای انگلیسی با این معنی misfit غير متجانس با محيط، ناجور، نخاله . congeneric همجنس، متجانس inhomogeneous ناهمگن، غير متجانس like minded همفکر، داراي فکر متجانس. disorient بهم خوردن، ناجور شدن، غير متجانس شدن. assonant هم صدا، شبيه درصدا، مشابه يا متجانس (درصدا) homological همسان، همانند، برابر