محبوس معنی انگلیسی captive pent prisoner واژههای انگلیسی با این معنی jailbird محبوس، جنايتکار، زنداني. prisoner زنداني، محبوس، حبسي confinable محدودکردن، منحصرکردن، محبوس کردن confine محدودکردن، منحصرکردن، محبوس کردن confineable محدودکردن، منحصرکردن، محبوس کردن stash انبار کردن، ذخيره کردن (درمحل مخفي براي اينده)، انباشتن coop قفس، قفص، مرغدان