محبوس کردن معنی انگلیسی coop imprison mew shut واژههای انگلیسی با این معنی confinable محدودکردن، منحصرکردن، محبوس کردن confine محدودکردن، منحصرکردن، محبوس کردن confineable محدودکردن، منحصرکردن، محبوس کردن stash انبار کردن، ذخيره کردن (درمحل مخفي براي اينده)، انباشتن coop قفس، قفص، مرغدان