محفوظ
معنی انگلیسی
guarded
واژههای انگلیسی با این معنی
- protected محفوظ، ضامن دار، پوشش دار
- securely بطور محفوظ، محکم، مطمئنا
- enclosed fuse فيوز محفوظ
- protected mode حالت محفوظ
- reserved word کلمه محفوظ.
- safe from danger محفوظ از خطر
- weather proof محفوظ از اثرهوا، هوا نخور
- enclosed arc lamp لامپ قوسي محفوظ
- weather-proof محفوظ از اثر هوا
- encapsulated postscript file فايل محفوظ پست اسکريپت
- copyright reserved حق طبع يا چاپ محفوظ است
- weathertight محفوظ در برابر باد و باران، عايق هوا.
- shellproof محفوظ در برابر بمباران وگلوله باران.
- all right reserved هرگونه حقي محفوظ است اعم از چاپ يا تقليد، ياترجمه
- havelock روگلاهي سفيدکه پشت گردن رانيزازافتاب محفوظ، ميدارد
- secure امن، محفوظ، بي خطر
- unsaved پس انداز نشده، محفوظ نشده، نجات نيافته .
- protected field ميدان حفاظت شده، ميدان محفوظ
- lightproof ضد نور، محفوظ از نور، غير قابل نفوذ بوسيله نور.
- snug دنج، بي سروصدا، محفوظ
- protected storage حافظه محافظت شده، انباره محافظت شده، انباره محفوظ
- indemnified جبران کردن، پرداختن، تاوان دادن
- indemnifies جبران کردن، پرداختن، تاوان دادن
- indemnify جبران کردن، پرداختن، تاوان دادن