محنت معنی انگلیسی crucible misery pain tribulation واژههای انگلیسی با این معنی baleful محنت بار، مصيبت بار، غم انگيز. tribulation آزمايش سخت، محنت teen غم، محنت، آسيب heart-broken دل شکسته، محنت زده، ازپادرامده sorrow stricken غمزده، محنت زده aggrieved آزرده، محنت رسيده، مغموم afflicted پريشان، مصيبت زده، محنت زده woeful اندوهناک، غمگين، محنت زده roughing طراحي، طرح، سختي affiction پريشاني، غمزدگي، مصيبت cross چليپا، صليب، چوبه دار hardship سختي، مشقت، مصيبت stricken زده (شده)، دچار، مبتلا aggrieve آزردن، جور کردن بر، اذيت کردن painfully با درد، بارنج، بزحمت pain درد، زحمت، مصيبت trouble زحمت، درد سر، تصديع troublingly زحمت، درد سر، تصديع woe غم، غصه، اندوه dolour پريشاني، دلتنگي، اندوه bale عدل، لنگه، مصيبت