مدفوع معنی انگلیسی emission excrement excretion ordure shit stool waste واژههای انگلیسی با این معنی dejecta مدفوع، مدفوعات، براز excretions مدفوع egesta مدفوع. jakes ترشح مدفوع، کثافت، اشغال coprophagia مدفوع خواري coprophagy مدفوع خواري coprophilia مدفوع خواهي coprophobia مدفوع هراسي steatorrhea وجود چربي زياد در مدفوع، چرب سرگيني poudrette کودي که از مدفوع و زغال اميخته باشد ammonotelic وابسته به جانداراني که مدفوع آنها بيشتر، متشکل از مواد نيتروژني است leuko-urobilin نوعي محصول استحاله اوروبلين که در مدفوع بيرنک يافت، مي شود. faeces براز، مدفوع، ته نشست feces براز، مدفوع، ته نشست excrement نجاست، براز، مدفوع stasis (طب)، گرفتگي (درجريان چيزهايي مثل خون در رگ يا، مدفوع در روده) excretion دفع، ترشح، تراوش evacuation تخليه، تهي سازي، ترک dreg رسوب، درده، ته نشين