مرافعه
معنی انگلیسی
difference jar quarrel row
واژههای انگلیسی با این معنی
- litigious مرافعه کن، مرافعه جو، دعوايي
- ligigated مرافعه کردن، دعوا کردن، دادخواهي کردن
- ligigates مرافعه کردن، دعوا کردن، دادخواهي کردن
- ligigating مرافعه کردن، دعوا کردن، دادخواهي کردن
- litigate مرافعه کردن، دعوا کردن، دادخواهي کردن
- litigator مرافعه کردن، دعوا کردن، دادخواهي کردن
- barrister وکيل مرافعه، وکيل قانوني
- barrister-at-law وکيل مرافعه، وکيل قانوني
- barretry مرافعه جويي
- pendente lite در اثناي مرافعه
- litigable قابل اعتراض يا مرافعه، متنازع فيه
- advocation انتقال مرافعه اي از محکمه پايين ترببالاتر، مدافعه، دفاع
- lawsuit دادخواهي، مرافعه، دعوي
- suit at law دادخواهي، مرافعه، دعوي
- barratries زيان رساني بصاحب کشتي بدانستگي، مرافعه جويي، دعواراه اندازي
- barratrous زيان رساني بصاحب کشتي بدانستگي، مرافعه جويي، دعواراه اندازي
- barratry زيان رساني بصاحب کشتي بدانستگي، مرافعه جويي، دعواراه اندازي
- barrator کسيکه بدانستگي بصاحب کشتي يابيمه کننده، زيان ميرساند، مرافعه جو
- litigant طرف دعوي، خواهان، خوانده
- forensic وابسته بدادگاه ها، ديواني، دادگاهي
- forensically وابسته بدادگاه ها، ديواني، دادگاهي
- instance مورد، نمونه، تقاضا
- case يخدان، جعبه ايينه، جلدکردن