مرخصی
معنی انگلیسی
furlough leave leave of absence vacation
واژههای انگلیسی با این معنی
- furlough مرخصي، مرخصي دادن (به)، مرخص کردن
- conge مرخصي، کرنش، تعظيم (هنگام رفتن)
- dismission مرخصي، رخصت، انفصال
- dismissal مرخصي، رخصت، اخراج
- surlough مرخصي، مرخصي دادن
- vacationist مرخصي رونده، گشتگر ايام تعطيلات.
- liberty men افراد مرخصي
- annual leave مرخصي سالانه
- compassionate leave مرخصي ارفاقي
- emergency leave مرخصي اضطراري، سطح آماد اضطراري، سطح آماد لازم براي بسيج
- leave with pay مرخصي با حقوق، مرخصي با استفاده ازحقوق
- d. certificate گواهي نامه مرخصي، ورقه پايان خدمت
- sick leave مرخصي بابت ناخوشي
- sick-leave مرخصي براي ناخوشي
- sickleave مرخصي بابت ناخوشي
- french leave مرخصي بدون اطلاع قبلي، جيم شدن.
- sabbatical year مرخصي هر هفت سال يکبار.
- vacationer (vacationist) مرخصي رونده، گشتگر ايام تعطيلا ت.
- ticket of leave ورقه مرخصي که باقيودي چند بزنداني ميدهند
- leave اجازه، مرخصي، رخصت
- shore leave (د.ن.)، مرخصي ملوانان وافسران براي رفتن بخشکي.
- parting جدايي، عزيمت، مرخصي
- segmenting جدايي، عزيمت، مرخصي
- vacation تعطيل، بيکاري، مرخصي