مرطوب معنی انگلیسی clammy damp dank humid moist soggy واژههای انگلیسی با این معنی humidification مرطوب کردن، مرطوب شدن humidified مرطوب ساختن humidifier مرطوب ساختن humidifies مرطوب ساختن humidify مرطوب ساختن wetland زمين مرطوب. firm clay خاک رس مرطوب moist curing نگهداري مرطوب بتن swale سرزمين گود و مرطوب، تلوتلو خوردن.، زمين گود و باتلاقي mesarch زيست کننده درناحيه مرطوب .، ميان سار humidor صندوق سيگار که هواي انرا مرطوب نگاه دارند mesic نمناک، مرطوب، نيازمند به رطوبت. soddening تر، مرطوب، خيس wet تر، مرطوب، خيس muggier گرم و خفه، مرطوب، گرفته muggiest گرم و خفه، مرطوب، گرفته muggily گرم و خفه، مرطوب، گرفته muggy گرم و خفه، مرطوب، گرفته dank نسمار، مرطوب dampen نمسارکردن، مرطوب کردن، خفه کردن centrifugal moisture equivalent مقدار آبي که توسط دستگاه سانتريفوژ از، يک نمونه خاک مرطوب گرفته ميشود wet-bulb termometere ترمومتري که در آن جزء حساس توسط پارچه اي، که همواره با آب مرطوب نگاه داشته ميشود، احاطه شده است soupy شبيه ابگوشت، ابکي.، غليظ و مرطوب dewy شبنم دار، ترژاله، ترکرده