مشت زنی
معنی انگلیسی
boxing pugilism
واژههای انگلیسی با این معنی
- pugilism مشت زني، مشت بازي، ستيزه
- pugilistic مشت زني، مشت بازي، ستيزه
- hand-play مشت زني، شوخي بادست
- fisticuffs مشت زني، جنگ بامشت
- boxing مشت زني، مشت بازي
- brass knuckles پنجه مشت زني، پنجه بوکس
- prizefighting مشت زني حرفه يي.
- fistic وابسته به مشت زني، مربوط به مشت زني
- fistical وابسته به مشت زني، مربوط يه مشت زني
- pancratium مسابقه کشتي و مشت زني
- prizefight مسابقه مشت زني جايزه دار.
- prize fighting زد و خورد (مشت زني) در محلهاي عمومي، براي جايزه که طرفين نزاع و شرط بندي، کنندگان قابل تعقيب هستند
- roadwork تمرين عملي براي مسابقات مشت زني و غيره .
- light weight (آدم) سبک وزن در اصطلاح کشتي و مشت زني و مانند، آنها
- slugging ضربه زني، مشت زني.
- prize ring گود مسابقه، محل مسابقه مشت زني.
- set to زدوخورد، نبرد، مشت بازي
- knock-down گيج کننده، مجاب کننده، مشت
- jab مشت تيز، سک زني، سرنيزه زني