مشروع
معنی انگلیسی
canonical lawful legal legitimate
واژههای انگلیسی با این معنی
- legitmate مشروع
- legitimation مشروع سازي، رواگرداني، تصديق
- legitimately بطور مشروع، بطور قانوني، بطورصحيح
- legtimize مشروع کردن، قانوني کردن، توجيه کردن
- legitimate excuse مانع مشروع، عذر قانوني
- legitimate defence دفاع مشروع
- legitimatize مشروع ساختن، قانوني يا مجاز کردن
- legitimate advantage منفعت مشروع
- right of self-defence حق دفاع مشروع
- licitly بطور مجاز يا مشروع
- u. claims دعاوي غير مشروع يا ناحق
- undue influence اعمال نفوذ ناروا (يا نا مشروع)
- rake off (ز.ع.- امر.) رشوه يا پول غير مشروع.
- legitimist هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع يا ارثي
- lawful قانوني، مشروع، شرعي
- legitimateness قانوني، مشروع، شرعي
- dejure حق قانوني، مشروع، بطورقانوني.
- legal impediment مانع قانوني، مانع مشروع
- illegally ازراه غير قانوني، بطور غير مشروع، بطور غير قانوني
- se defedendo در حين دفاع از خود، به عذر دفاع مشروع
- legal قانوني، شرعي، مشروع
- licit روا، مجاز، مشروع
- legitimize قانوني کردن، داديک کردن، مشروع کردن
- legitimate حلال زاده، درست، برحق