مطیع کردن معنی انگلیسی bend subject واژههای انگلیسی با این معنی subdue مطيع کردن، مقهور ساختن، پيروز شدن بر subjugate تحت انقياد درآوردن، مطيع کردن، مقهور ساختن wear out کهنه و فرسوده شدن(در اثر استعمال)، از پا دراوردن و مطيع کردن، کاملا خسته کردن. overmaster از پا درآوردن، شکست دادن، مطيع کردن quell فرونشاندن، خوابانيدن، مطيع کردن overpower از پا درآوردن، شکست دادن، زبردست کردن bridle افسار، دسته جلو، جلوگيري گيري کردن از housebreak سرقت کردن، بخانه دستبرد زدن، حرز را شکستن.