معدوم معنی انگلیسی extinct واژههای انگلیسی با این معنی non existent معدوم، نابوده، ناموجود inexistent معدوم، نابود، ناموجود frontolysis زدودن يا معدوم ساختن جبهه هوايي. prehominid پستانداران معدوم انسان نماي اوليه . prehominidae پستانداران معدوم انسان نماي اوليه . extinct خاموش، معدوم، نيست شده annihilate نابود کردن، نيست کردن، معدوم کردن annihilability نابود کردن، نيست کردن، معدوم کردن uncreate نابود کردن، نيست شدن، معدوم کردن imperishable نيستي ناپذير، نيست نشدني، معدوم نشدني indestructible فنا ناپذير، از ميان نرفتني، معدوم نشدني ruinate ويران کردن، خراب کردن، منهدم کردن