معزول کردن معنی انگلیسی depose واژههای انگلیسی با این معنی depone معزول کردن، عزل نمودن، گواهي دادن depose معزول کردن، عزل نمودن، گواهي دادن dethrone خلع کردن، معزول کردن، از تخت پايين آوردن eject بيرون انداختن، دفع کردن، بيرون کردن deprive بي بهره کردن، محروم کردن، بازداشتن