مقدس معنی انگلیسی blessed divine hallowed holy pious sacred saint spiritual واژههای انگلیسی با این معنی saint مقدس، پاک، متبرک sacred مقدس، روحاني، خاص hallowed مقدس، سپنتا، اشو holy مقدس، منزه وپاکدامن، وقف شده sanctified مقدس، پاک، منزه heavenly-minded مقدس، پارسامنش santa مقدس، اشو hallow شخص مقدس، مقدس کردن، تقديس کردن sanctimonious مقدس نما، زاهد نما، ناشي ازمقدس نمايي halidome چيز مقدس، جاي مقدس، قدوسيت. holyday روز مقدس، روز تعطيل مذهبي Scripture کتاب مقدس، توريه وانجيل، کتاباسماني Bible کتاب مقدس، توريه وانجيل، کتاب مقدس يهود sacralize مقدس کردن، سپنتا کردن، همايون کردن biblically کتاب مقدس، توريه وانجيل holily بطور مقدس، بطور خاص st.Michael پطرس مقدس، سن پير holy legislator شارع مقدس hagiographic تاريخ مقدس، نوشتن سرگذشت اوليا، تاريخ مقدمه نويسي hagiographical تاريخ مقدس، نوشتن سرگذشت اوليا، تاريخ مقدمه نويسي hagiographies تاريخ مقدس، نوشتن سرگذشت اوليا، تاريخ مقدمه نويسي hagiography تاريخ مقدس، نوشتن سرگذشت اوليا، تاريخ مقدمه نويسي sanctimony مقدس نمايي، تقدس، زهد sanctified airs مقدس نمايي، تقدس