منسوخ معنی انگلیسی archaic dated dead defunct obsolete out-of-date outdated outmoded واژههای انگلیسی با این معنی abrogate منسوخ، از ميان برده، ملغي demode منسوخ شده، ازمد افتاده، کهنه شده . outmode منسوخ شدن، از مد افتادن، غير مرسوم. dead letter قانون منسوخ، نامه به مقصد نرسيده abolisher منسوخ يا موقوف کردن، برانداختن، از ميان بردن abolishes منسوخ يا موقوف کردن، برانداختن، از ميان بردن abolishing منسوخ يا موقوف کردن، برانداختن، از ميان بردن antiquated کهنه، منسوخ، خارج از رسم abolished برانداخته، منسوخ، از ميان برده outdated قديمي، منسوخ. obsolesce کهنه شدن، منسوخ شدن، از رواج افتادن. abolishable برانداختني، منسوخ كردني، نسخ پذير archaism (استعمال) انشاء يا سخن يا اصطلاح کهنه، کلام يا تعبير منسوخ archaist (استعمال) انشاء يا سخن يا اصطلاح کهنه، کلام يا تعبير منسوخ archaistic (استعمال) انشاء يا سخن يا اصطلاح کهنه، کلام يا تعبير منسوخ dementia praecox زوال عقل پيشرس، اصطلاح منسوخ براي اسکيزوفرني czech defence دفاع چک، نام منسوخ دفاع اسلاو (شطرنج) surcoat بالا پوشي که روي زره مي پوشيدند، يکجور ژاکت زنانه که اکنون منسوخ است dead مرده، بيحس، منسوخ antiquate کهنه کردن، برانداختن، منسوخ کردن antiquation کهنه کردن، برانداختن، منسوخ کردن abolish برانداختن، ازميان بردن، منسوخ كردن abrogable قابل نسخ، لغو كردني، منسوخ شدني ci devant پيشين، سابق، متعلق بدوره سابق