منعکس کردن معنی انگلیسی image mirror reflect retort واژههای انگلیسی با این معنی reflect منعکس کردن، برگرداندن، نمايش دادن reverberate برگرداندن، منعکس کردن، برگشتن cerebrated فعاليت مغزي را نشان دادن، فکر کردن، منعکس کردن revoice دوباره صدا کردن يا صدا دادن، دوباره ادا کردن، پژواک کردن resound صدا پيچ شدن، از صدا پر شدن، پيچيدن resoundingly صدا پيچ شدن، از صدا پر شدن، پيچيدن glass شيشه، ابگينه، گيلاس react واکنش داشتن، برگشتن، منعکس شدن