موجد معنی انگلیسی author matrix productive واژههای انگلیسی با این معنی procreator (procreation) موجد، سازنده، زايش swooper موجد خسارت، انفجار دار. sounding board تخته موجد صدا، کمان ويولن وتار، عامل انتشار عقايد. psychgenetic موجد محرکات ذهني. mydriatic وابسته به يا موجد مردمک گشادگي، مردمک گشا avant garde پيشرو و موجد (سبک و طريقه هنري). leukocytoblast سلول هاي موجد گلبول هاي سفيد خون. cholesterol ماده بفرمول C27H45HO (موجد تصلب شرائين) spermatogenetic مني ساز، موجد نطفه، نطفه اور. lactogenic موجب ترشح شير، موجد شير. cryogen مخلوط سرمازا، موجد سرما. unitive متحد کننده، موجد اتحاد.، متحدانه spermatogonium سلول اوليه جنس نر سلول بيضه، سلول موجد تخم. troublemaker مزاحم، موجد زحمت ودردسر، اشوبگر. garnetiferous لعل دار، داراي لعل، موجد لعل tremolant لرزش دار، لرزان، موجد لرزش. gallicolous مازوساز، مازويي، موجد مازو. abstractive تجريدي، موجب تجريد، رباينده father پدر، بابا، بزرگ خانواده