موذی معنی انگلیسی harmful hurtful serpentine snaky واژههای انگلیسی با این معنی insidiousness موذي گري، خيانت، حيله گري archness موذي گري، شيطنت sneak current جريان موذي vermin جانوران موذي، جانوراني که آفت محصول هستند، حشرات موذي disinfest حشرات موذي را دفع نمودن. verminous پر از حشرات يا جانوران موذي، شپش گرفتن verminate توليد حشرات يا جانوران موذي کردن، شپش گرفتن mischievous بد جنس، موذي، شيطان parlous خطرناک، موذي، ناقلا wiley حيله گر، موذي mischevously از روي شيطنت، از روي بدجنسي يا موذي گري snaky ماروش، مارمانند، موذي insinuating زيرک، حيله گر، موذي malefic زيان آور، مضر، موذي wilier حيله گر، محيل، موذي wiliest حيله گر، محيل، موذي wily حيله گر، محيل، موذي slier سربتو، اب زيرکاه، روبه بار sliest سربتو، اب زيرکاه، روبه بار sly سربتو، اب زيرکاه، روبه بار canniness ملاحظه کاري، احتياط، سلامت shrewd زيرک، ناقلا، باهوش harmful زيان اور، اسيب رسان، مضر injurious زيان اور، گزند رسان، ازارنده