مکر معنی انگلیسی artifice craft craftiness cunning guile ruse stratagem trick wile واژههای انگلیسی با این معنی reduplicate مکر رکردن، مضاعف کردن، دوتا کردن reduplicatesLinguistics مکر رکردن، مضاعف کردن، دوتا کردن guile حيله، مکر، دستان guilefulness حيله، مکر، دستان guilelessness حيله، مکر، دستان reduplicative تکرار شده، مکر ر، مضاعف (سازنده) ever and anon هرچندوقت يکبار، مکر را peal صداي پيوسته، صداي مکر ر، غوغا ingeminate باز گو کردن، تکرار کردن، مکر ر کردن harassment ستوه اوري، اذيت، حمله مکر ر iterant تکار کننده، بازگو کننده، باز گوينده recurrence بر گشت، عود، دورزني harass بستوه اوردن، عاجزکردن، اذيت کردن iterate تکرار کردن، دوباره گفتن، باز گفتن everlasting جاوداني، ابدي، ازلي