ناطق معنی انگلیسی orator واژههای انگلیسی با این معنی rational ناطق، معقول، عاقل talker ادم ناطق، ناطق، سخنگو. talkie فيلم ناطق صنعت فيلم ناطق toastmistress بانوي معرفي کننده ناطق سر ميز غذا. voiced داراي صدا، ناطق، صدا orator سخن ران، ناطق، خطيب talking سخنگو، ناطق، با حالت speechmaker سخنران، ناطق، سخنور sound frack محل مخصوص ضبط صوت بر روي حاشيه فيلم، ناطق. sreakerphone سخنگو، صداي ناطق، پخش کننده صدا lect مخفف:، نطق، ناطق speakable )سخن (گوينده، حرف زن، متکلم speaker گوينده، حرف زن، متکلم irrationable نامعقول، بي معني، عبث irrational نامعقول، سکته دار، بي عقل